![]() |
![]() |
|
| لطفا" آن چه درباره وبلاگ شرح داده شده را بخوانید. |
|
ضمن تبريك سال نو براي همه هموطنان عزيزم آرزوي سلامتي و موفقيت و شادكامي دارم.
قصد دارم در سال جديد روشي نو را در ادامه اين وبلاگ بكار گيرم.
بدين ترتيب كه سوالات و مشكلات مطرح شده را منعكس كنم زيرا امكان دارد هر كدام از آنها،
سوال يا مشكل مشابهي براي ديگران نيز باشد. از طرفي پاسخ شخصي من و نظر ارزشمند شما
عزيزان در بخش نظرات ممكن است كليد يا راه حل مناسبي براي دوستان قرار گيرد. كه هر
شخصي با توجه به شرايط خاص خودش مي تواند راه حل مناسب را برگزيند.
در اصل هدف اين است كه محيطي فراهم شود تا از تجربيات و مشورت هاي يكديگر بهره مند
شويم.
آقايي عنوان نمودند كه در شرايط مناسبي هستند و قصد ازدواج دارند لذا از طرف اطرافيان
چندين خانم به ايشان معرفي شده . از بين آنها، ايشان دو نفر را مناسب دانسته اند يكي از
آنها جزء اقوام نزديكشان است و ديگري خواهر دوست صميمي شان مي باشد. نكته اي را كه
متذكر شدند اين است كه نسبت به هيچ كدام، گرايش عاطفي و عشقي ندارند و معتقدند ازدواج
براساس مسا ئل عقلاني بايد صورت گيرد و عشق بعد از ازدواج ايجاد شود. از طرفي در
انتخاب اين دو گزينه دودل بودند زيرا تصور مي كردند انتخاب هر يك از آنها منجر به از هم
گسيختگي رابطه فاميلي يا دوستي طرف ديگر خواهد شد. و همين تصور تصميم گيري را
برايشان دشوار مي ساخت.
اميدوارم شما دوستان در قسمت نظرات، پيشنها دهاي منطقي و مناسبي براي افرادي كه در چنين
شرايط مشابهي قرار مي گيرند ارائه دهيد. شايد كليد مشكل گشايي براي اين اشخاص باشد.
به نظر من اگر در ازدواج عشق و محبت دخالت داشته باشد مسلما" گرايش قلبي در
تصميم گيري تاثير به سزايي خواهد داشت. ولي گاهي افراد هيچ دلبستگي عاطفي ندارند و
بسياري از ازدواج ها در جامعه ما در چنين شرايطي صورت مي پذيرد، شعار اين دسته اين
است كه انتخاب عاقلانه شرط زندگي و ازدواج عاشقانه در آينده است.
كه البته در چنين مواقعي بايد بسيار سنجيده عمل شود. و معيار ها و اهداف خود را دقيقا"
مشخص نماييد.
فرض كنيد قدرت اين را داريد كه همسر آينده تان را خودتان خلق كنيد!
در چنين شرايطي چه ويژگي هايي اعم از معنوي و اخلاقي و ظاهري و مادي در نظر
مي گيريد؟
همه آنها را با توجه به ميزان اهميت خودتان در صفحه اي بنويسيد بعد كانديداهاي خود را با آن
چه نوشته ايد مقايسه نماييد .هر كدام كه به آما ل و آرزوها و اهداف شما نزديك تر يا شبيه تر
باشد مسلما" در نزد شما مطلوب تر خواهد بود.
كه البته معيار ها و اهداف، براي افراد مختلف ، متغير است و هر كس نسخه خاص خودش را
دارد و نمي توان يك فرمول و راه و روش را براي همه عنوان نمود و اين با توجه به ماهيت
فردي و اجتماعي و شخصيتي و فرهنگي و تربيتي افراد متفاوت مي باشد.
به نظر من نكته مهم اين است كه در امر ازدواج بايد خودخواه بود و فقط بايد به سعادت و
خوشبختي خودمان بينديشيم و بس .
زيرا اگرفرداحساس رضايت وخوشبختي دروني واقعي داشته باشد مي تواند اين احساس را به
ديگران و محيط خانواده و اجتماع خود بخصوص به همسر و فرزندان خانواده نيز منتقل نمايد.
به عكس اگر فرد احساس عدم رضايت و خشنودي داشته باشد پيامدهاي منفي ، پيرامون خانواده
و اجتماع بروز خواهد نمود.
لذا اگر فرد خوشبخت باشد مي تواند همسر و فرزندان خوشبختي را هم داشته باشد به همين دليل
است كه مي گويم صفت خودخواهي كه همه جا مذمت شده دراينجا بسيارمي تواند پسنديده باشد.
اگر شخصي تحت تاثير ديگران و يا نگران از نوع روابط و يا شرايط تن به ازدواجي دهد كه
نارضايتي دروني فرد را دربرداشته باشد مطمئن باشد اين نارضايتي در آينده سبب
مي شود همه آن ترس ها به وقوع پيوسته و همه روابط و افراد درگير آن خانواده در شرايط
نامساعد قرار گيرند و عدم خوشبختي يك خانواده باعث مي شود همه افراد نزديك خانواده نگران
و ناراضي باشند و اين بسياري از روابط را نيز مختل مي نمايد لذا اگر قرار است رابطه اي
مخدوش شود بهتر است اين اتفاق قبل از ازدواج رخ دهد با اين تفاوت كه لااقل شخص در آينده
احساس رضايت از زندگي شخصي خود را خواهد داشت .
از طرفي دوستان و اقوام اگر روابط شان براساس عقل و منطق و محبت واقعي بنا شده باشد
مسلما" خير و سعادت شخص را مي خواهند و اگر به غيرازاين باشد پس بهتر است اين گونه
روابط سست و بي اساس از هم گسيخته شوند.
لذا تاكيد مي شود هرگز به خاطر روابط دوستانه يا فاميلي و يا حرف ديگران تن به
ازدواج هاي نا خواسته ندهيد زيرا تيشه به ريشه خوشبختي تان خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
87/01/25ساعت 16:27 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
چند تن از دوستان به خصوص آقايان در مورد ازدواج موقت سوالاتي را مطرح نموده اند كه مرا بر آن داشت اين پست را به اين موضوع اختصاص دهم. در باره ازدواج موقت بحث هاي زيادي شده كه عده اي موافق و مخالف را در برگرفته است. چند دليل از دلايلي را كه موافقان اين امر ابراز مي كنند عنوان مي كنم: - از آنجايي كه شرايط ازدواج دائم براي همه مهيا نيست ازدواج موقت راه حل محسوب مي شود. - از آنجا كه نياز جنسي يك نياز فطري است لذا سركوب آن غير ممكن است و يا سركوب آن مي تواند عوارضي را در بر داشته باشد پس ازدواج موقت راه گشاست. - ازدواج موقت از فساد و فحشا جلوگيري مي كند. - ازدواج موقت از نظر شرع در دين ما جايز است. البته دلايل ديگري را هم عنوان مي كنند كه مهمترين استدلال هايشان موارد بالا است. البته عده اي نيز مخالف اين پديده هستند كه من شخصا" صد در صد مخالف اين امر هستم و اين كار را نوعي كلاه شرعي براي سرپوش نهادن بر نوع خاصي از فساد و فحشا مي دانم براي افرادي كه داراي ضعف اراده و شخصيت هستند و براي فرار از مشكلات به چنين راه حل هايي متوسل مي شوند. كه البته تحليل شخصيتي چنين افرادي كه تن به چنين اعمالي مي دهند مي تواند كار جالب و قابل تاملي باشد. مهمترين عاملي كه ازدواج موقت را ناپسند جلوه مي دهد اين است كه اين امر صرفا" فقط براي ارضاء نيازهاي جنسي انجام مي شود. زيرا برآورده شدن نياز هاي عاطفي و معنوي كه منجر به رشد و تعالي فرد مي شود فقط به فقط در گرو ازدواج دائم ميسر است كه در ازدواج دائم شخص علاوه بر برطرف شدن نيازهاي جنسي مي تواند به نياز هاي ديگر خود نيز بپردازد و به رشد و تكامل برسد و اين در همه جوامع و فرهنگ ها و ملل به اثبات رسيده است و مسلما" جاي بحث و تحليل ندارد. ولي در جايي كه فقط نيازهاي جنسي مد نظر قرار مي گيرند انسان ماهيت انساني خود را از دست مي دهد و جنبه هاي حيواني و هوي و هوس و شهوات متصور مي گردد. كه به نوعي تنزل و سقوط انسان را در بر مي گيرد. نياز جنسي يك نياز خدادادي و فطري است و امريست طبيعي، در اين مورد نيز بحثي نيست وليكن فرق انسان و حيوان در اين است كه انسان با قدرت تعقل و اراده و اختيار خود بايد نسبت به مهار و برطرف كردن نيازهاي خود اقدام كند و همين امر موجب تمايز بين انسان و حيوان مي شود. انسان بايد شرايط زندگي را طوري فراهم كند كه با بهترين راه ها به اهداف خود برسد. مهمترين عاملي كه افراد را به سمت ازدواج موقت سوق مي دهد فراهم نبودن شرايط گوناگون بخصوص شرايط اقتصادي است. بنظر من انسان بايد با سعي و تلاش و با توكل به خدا و كم كردن بعضي توقعات شرايط بهتري را براي اهداف خود فراهم كند و البته كساني هم كه موفقيت كسب نمي كنند در تحليل هاي شخصيتي مي توان نوعي كمبودها و يا مشكلات را برايشان متصور شد. از طرفي اگر با سعي و تلاش، موفقيت حاصل نشد مي توان گفت لزوما" قرار نيست كه همه نيازهاي فردي يك فرد در طول زندگي برآورده شود. بسياري از خواسته ها و آمال و آرزوها و نيازهاي انسان در طول زندگي بشر بي پاسخ مانده لذا نياز جنسي نيز مي تواند در شرايطي جزء همين دسته از نيازها قرار گيرد كه اگر انسان، به معناي واقعي انسان، نتواند شرايط را مهيا كند بايد صبر و بردباري را پيشه كند و به نوعي خواسته هاي خود را مهار نمايد. عده اي سركوب نياز هاي جنسي را داراي پيامدهاي منفي مي دانند. در پاسخ به اين عده مي توان پيامدهاي منفي كه از ازدواج موقت به وجود مي آيد را عنوان نمود كه در مقابل دلايل آنان از اهميت بيشتري برخوردار هستند. يكي از پيامد هاي منفي ازدواج موقت اين است كه افرادي كه به اين كار تن مي دهند در صد بسياري از آنها به صورت پنهاني و در خفا اين عمل را انجام مي دهند و وقتي در ازدواج دائم قرار مي گيرند چه افراد متاهل و يا افراد مجردي كه بعد متاهل ميشوند عدم صداقت را پيشه مي كنند و همين عدم صداقت و دروغ گويي مي تواند بنيان خانواده را سست كند زيرا مهمترين عامل استحكام روابط ، صداقت عنوان شده است. و در بسياري از موارد ديده شده وقتي راز ازدواج موقت برملا شده ازدواج دائم و يا پيوندهاي ديگر به طلاق و جدايي و اختلاف منجر گرديده است كه پيامدهاي منفي اين معضل نيز بر همگان آشكار است . به خصوص اگر پاي فرزندان و بچه هاي طلاق نيز به ميان كشيده شود اثرات منفي بيشتري را بايد دنبال نمود. در ضمن در بسياري از موارد عمل سقط جنين كه در شرع حرام اعلام شده به خاطر وجود بچه هايي است كه از ازدواج موقت به وجود آمده اند و حتي سرنوشت بچه هايي كه از اين نوع ازدواج پديد آمده اند با بچه هاي ديگر در جامعه فرق مي كند و قابل تامل و بررسي است. يكي ديگر از پيامدهاي منفي ازدواج موقت اين است كه افراد به خصوص جوانان وقتي نياز جنسي شان ارضاء شد ديگرزير بار مسئوليت و قبول تعهد تشكيل خانواده نمي روند تا زماني كه در شرايط خاصي از نظر سني و تعقل قرار گيرند و همين امر مي تواند از نظر جامعه شناسي بررسي شود. بعضي ادعا كرده اند ازدواج موقت باعث تعديل اميال جنسي مي شود . در پاسخ بايد گفت ميل جنسي تا آخر عمر با انسان است و اگر قرار بر تعديل باشد در ازدواج دائم افراد بعد از مدتي ديگر نبايد احساس نياز كنند در حالي كه اين نياز همواره با فرد باقي مي ماند و در شرايطي حتي توجه به اميال جنسي باعث تشديد آن شده كه هوسراني ها و بوالهوسي هايي را هم منجر شده و حتي در مجامعي توجه زياد به اميال جنسي را نوعي اعتياد قلمداد كرده اند. زنان و مرداني كه در فحشا و فساد زندگي مي كنند جهت ارضاءاميال نفساني با قبول شرايط خاص خودشان و با ميل طرفين تن به فساد مي دهند. و در ازدواج موقت نيز طرفين با قبول شرايطي كه كمي قراردادي تر است اميال نفساني خود را ارضاء مي كنند و فقط جاري شدن يك خطبه يا صيغه نمي تواند اين كار زشت را پسنديده و مجاز نشان دهد. در فيلم فقر و فحشا ی آقاي ده نمكي مي بينيم جواناني هستند كه براي گريز از عذاب وجدان گناه و فساد ادعا مي كنند در روابط جنسي خود صيغه چند ساعته را بين خودشان جاري كرده اند تا به اين طريق كارشان شرعي شود و گناهي مرتكب نشوند. و با اين اوصاف قضاوت با شما است كه چگونه بينديشيد و تحليل كنيد! به خصوص در جامعه اي كه ما ادعاي فرهنگي و يا اسلامي بودن آن را داريم و مدام جوامع غربي و اروپايي را زير سوال مي بريم كه بين آنها فحشا هست و از طرفي مي آييم همان كار جوامع منحط را با يك صيغه و خطبه و قرار داد انجام مي دهيم و كلي رنگ و لعابش را عوض مي كنيم و در مورد آن تعبير و تفسير و توجيهات مي آوريم و خود را گول مي زنيم در حالي كه در ماهيت و كيفيت كار هيچ تفاوتي نيست. افراد موافق ازدواج موقت در نهايت كه پاسخي براي قانع كردن امثال من پيدا نمي كنند فورا" به شرع متوسل مي شوند و ادعا مي كنند كه شرع مقدس دين اسلام و خدا اين امر را جايز شمرده و همين را دليل محكمي براي درستي ادعايشان مي دانند. در پاسخ به اين عده مي توان گفت : اگر شما ازدواج موقت را شرعا" جايز مي شماريد چرا اكثريت قريب به اتفاق اين عمل را در خفا و پنهاني انجام مي دهند و حاضر نيستند آن را آشكار كنند در حالي كه امر ازدواج دائم چون مقدس است همراه با جشن و سرور و شادماني همگاني است. لذا همين پنهان كاري دليلي است كه مبلغان ازدواج موقت بر ناپسند بودن اين امر اذعان دارند. از طرفي افرادي كه واقعا" معتقد به شرع و دين هستند به همه مسائل ديني و شرعي پاي بند مي باشند و فقط يك جنبه را در نظر نمي گيرند و وقتي پاي بندي در همه امور در ميان باشد صداقت ، غلبه بر نفس اماره و تعهد وصبر و بردباري و توكل و بسياري از موارد مهم ديگر نيز در نظر گرفته مي شود. |
|
+ نوشته شده در
86/12/05ساعت 14:44 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
دوستي مي گفت :" آن چه شما در اين وبلاگ عنوان كرده ايد يك سري دستورالعملهايي ست كه بايد در زندگي اعمال شود تا رابطه خانوادگي سالمي برقرار گردد. و اصولا" اكثر مردم اين نكات را مي دانند، ولي چرا با توجه به اين دانسته ها باز هم ازدواج هاي ناموفق وجود دارد؟ و اگر كسي در رابطه اي ناموفق قرار داشت چگونه بايد عمل كند؟" در اين جا از شما خوانندگان محترم خواهش مي كنم اگر پاسخي براي اين سوال داريد در قسمت نظرات عنوان نماييد تا بتوانيم از تجربيات شما استفاده كنيم. البته پاسخ و نظر شخصي من اين است: اين وبلاگ شخصي فقط بيان يك سري تجربيات است و به قول بعضي دوستان موضوع آن تكراري هم مي باشد ولي با توجه به اين كه در جامعه از طرق مختلف به اين گونه مسائل زياد پرداخته مي شود هنوز هم شاهد مشكلات زيادي در روابط اجتماعي و خانوادگي هستيم و اينجاست كه مي توان ادعا كرد تكرار اين گونه مسائل نه تنها لازم بلكه ضروري هم به نظر مي رسد. نكته ديگر: با توجه به نوع زندگي امروزي بشر، متخصصان و كارشناسان علم روانشناسي و جامعه شناسي و انسان شناسي با تلاش و زحمت فراوان در اين زمينه ها، نتيجه تحقيقات خودشان را در قالب كتاب و مقاله و ... به جامعه بشري ارائه نموده اند. و براي اين كه انسان امروزي زندگي فردي و اجتماعي بهتري داشته باشد يك سري مشكلات، علت و معلول ها و راه حل ها و دستورالعمل هايي را معرفي كرده اند. بعد از اين مرحله وظيفه فردي است كه با توجه به نيروي تعقل و اراده و اختيار انساني از تحقيقات و زحمات كارشناسان بهترين استفاده را داشته باشد. و آن چه كارشناسان روابط اجتماعي و فردي ارائه داده اند را بشناسد و در زندگي فردي و اجتماعي به كار ببندد. يك مثال ساده: اگر فردي به بيماري جسمي مبتلا شود حتما" به نزد پزشك مي رود و پزشك با توجه به تخصص خود دستورات و نسخه اي را تجويز مي كند. بيمار سه روش در پيش رو دارد: اول: با اعتماد به پزشك دقيقا" همه دستورات را اجرا نمايد. دوم: در اجراي دستورات سهل انگاري كرده و بعضي را انجام دهد و بعضي را انجام ندهد. سوم: كلا" هيچ يك از دستورات پزشك معالج را انجام ندهد. مسلما" نتيجه هر سه روش را مي توان به سادگي حدس زد. ولي آن چه مسلم است هيچ پزشكي نمي تواند بيمار را مجبور به اجراي دستورات خود نمايد. و اين بيمار است كه با قدرت تعقل و اراده خود راه را انتخاب مي كند. و قاعدتا" نتيجه را هم مي بيند. در رابطه با مسائل اجتماعي و خانوادگي نيز دقيقا" همينطور است. كارشناسان آن چه را كه بايد در روابط اجتماعي و فردي و خانوادگي مورد توجه قرار گيرد عنوان مي كنند و اين فرد است كه بايد اين اصول را به كار گيرد تا موفقيت را تجربه نمايد. بعضي افراد براي به دست آوردن سعادت و خوشبختي از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند و مدام در تلاشند تا راه كارهاي مفيد و مضر را بشناسند و به كار ببندند. و نتيجه هم مي گيرند. عده اي ديگر علل و عوامل و راه كارها را مي شناسند ولي براي به كار بستن در زندگي تلاش نمي كنند و گاهي حاضر نيستند رفتار و منش خود را در زندگي تغيير دهند و همانند همان عالم بي عمل هستند. عده اي ديگر نيز براي به دست آوردن موفقيت هيچ تلاشي ندارند و توقع دارند خوشبختي خودش به سراغشان بيايد و آنها را در آغوش بگيرد. و به نوعي به شانس و اقبال معتقدند. اصولا" افراد دسته دوم و سوم كساني هستند كه مدام از زندگي و روزگار و بخت و اقبال خود مي نالند و تمام كائنات و موجودات و عوامل ديگر غير از خودشان را در ناكامي هاي خود مقصر مي دانند. به نظر من كسي كه براي زندگي خود ارزش قائل نمي شود و براي بهتر زيستن تلاش نمي كند چگونه توقع دارد ديگران براي زندگي و سعادتش ارزش قائل شوند و تلاش كنند؟ هر عملي عكس العملي دارد و انسان نتيجه تمام اعمال خود را دير يا زود مي بيند. و تاوان اشتباهات خود را پس مي دهد. اگر به سلامتي خود اهميت ندهيم تاوان آن تحمل رنج بيماري ست. اگر هنگام رانندگي به قوانين توجه نشود تاوان آن پرداخت جريمه و خسارت است. و در مسائل اجتماعي و فردي و خانوادگي اگر به دستورالعملهاي كارشناسان اين فن عمل نكنيم تاوان آن برخورداري از احساس نارضايتي و بدبختي است. و من آرزو مي كنم همه انسانها در هر كجا كه هستند از نعمت خدادادي عقل و اراده استفاده كنند و در تلاش باشند تا راه موفقيت را بدست آورند و با توكل به خدا مطمئنا" طعم شيرين خوشبختي را خواهند چشيد. |
|
+ نوشته شده در
86/11/13ساعت 12:10 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
روابط زناشويی آقای عزيز ! 1) به همسرت بگو : دوستت دارم ! 2) واژه « دوست داشتن » را فقط براي او هزينه كن ! 3) همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكني ! 4) كاري كن كه به تو ايمان بياره ! 5) تو بايد تكيه گاه خوبي براش باشي ! 6) از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت ! 7) زيبايي همسرت را ستايش كن ! 8) كارهايي كه از توانش بيرونه , به او واگذار نکن ! 9) او گل خوشبوي بهاري است ، پژمرده اش نكن ! 10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه ! 11) با بحث و جدل او را خسته نكن ! 12) نسبت به همسرت هميشه وفادار باش! 13) اقتدار و صلابت را جايگزين خشونت كن ! 14) همدردي و همدلي او را آرام مي كنه ! 15) قبل از انتقاد ازش تعريف كن ! 16) سربسرش نگذار ! 17) اگه به او احترام بذاري , به زندگي اميدوار می شه ! 18) اگه آزارش بِدی , از تو متنفر می شه ! 19) از دست پختش تعريف كن ! 20) نيش او نوشه ، ناراحت نشو ! 21) دل او را نشکن ! 22) مسخره اش نکن ! 23) حسادت او را با تحقير برنيانگيز ! 24) انگشتان ظريف و صدای نازکش می گويند : " با من ستيز مکن ! " 25) هر وقت بهت شک کرد ، با صداقت و مهربانی مطمئنش کن ! 26) اگه گفت : تو منو دوست نداری ! بلافاصله به او بگو : « به اندازه دنيا دوستت دارم ! » 27) اگه گفت : من بدبختم که با تو ازدواج کردم ! بگو : عوضش من خيلی خوشبختم که با تو ازدواج کردم ! 28) اگه گفت : دلم گرفته تو اين خونه ! بگو : در اولين فرصت روی دوشم سوارت می کنم تو آسمونا می گردونمت ! 29) اگه گفت : تو خيلی بدی ! بگو : عوضش تو خيلی خوبی ! 30) اگه ناز کرد ! نازشو به قيمت گرون بخر ! 31) اگه گريه کرد ، خيلی دسپاچه نشو ! فقط نوازشش کن ! 32) اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم ! بگو : بهت حق می دم ! تو خيلی صبوری ! ازت متشکرم ! 33) اگه اخم کرد ! بهش بگو : اخم نکن , زشت می شی ! 34) اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه ! 35) اگه از مادر و خواهرت شکايت کرد ، فقط شنونده خوبی باش ! 36) اگه گفت : من خواستگارای زيادی داشتم ! با لبخند بگو : پس من خيلی آدم خوش شانسی هستم که تو رو به چنگ آوردم 37) اگه گفت : تو زشتی ! بگو عوضش تو خوشگلی ! 38) اگه بازم گفت : زشتی ! بهش بگو : زيبايی مرد در عقل اونه ! 39) اگه گفت : طلاق می خوام ! حتما به مشاور مراجعه کن ! 40) دلآرامي كه داري دل در او بند ! دگر چشم از همه عالم فرو بند ! خانم محترم ! 1) به شوهرت افتخار کن ! 2) کسی را با او مقايسه نکن ! 3) اقتدار و غرور او را نشکن ! 4) زيبايی او را در عقل او جستجو کن ! 5) قناعت پيشه باش ! 6) زيباييت را به رخ ديگران نکش ! 7) ناز کن اما متکبر نباش ! 8) دلبری و فريبايی و طنازی پيشه کن ! 9) احساسات زيبايت را با انديشه ای متين همراه کن ! 10) لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی ! 11) تمکين کن تا تاج سرش باشی ! 12) پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه ! 13) زيبايی با سادگی و بی آلايشی برای تو آرامش بخش تر خواهد بود ! 14) هوس بازی نکن ولی زيبا دوست باش ! 15) اگر آشپزی را خوب نمی دونی حتما ياد بگير ! 16) قبل از رانندگی سازندگی را بياموز ! 17) هيچگاه بدون آرايش مقابل شوهرت نشين ! 18) دهانت را مسواک وخوشبو کن ! 19) بدنت هيچ وقت بوی عرق نده ! 20) لباست بوی غذا ندهد ! 21) موقع آشپزی از پيش بند استفاده کن ! 22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پيش از او بيدار شو ! 23) موی تو يکی از دو زيبايی توست ، ازش مراقبت کن ! 24) لبخند قشنگت را در هيچ شرايطی با اخم معاوضه نکن ! 25) توی رنج هات معناهای زيبا پيدا کن ! 26) اگه شوهرت گفت : کسی غير از من با تو ازدواج نمی کرد ! بگو : پس خيلی بايد از تو ممنون باشم ! 27) اگه بهت گفت : دوستت ندارم ! بهش بگو : عوضش من به تو افتخار می کنم ! 28) اگه گفت :حوصله تو رو ندارم ! بهش بگو : منم غير از تو کسی رو ندارم ! 29) اگه گفت : از خانواده ات خوشم نمياد ! بگو : عوضش من خانواده تو رو دوست دارم ! 30) اگه عصبانی شد ! بگو : منو ببخش ! 31) گاهی برای مادرشوهرت هديه بخر! 32) در خواست هاتو با ناز و دلبری برآورده کن ! 33) زورگو نباش ! 34) سختی کار شوهرت را درک کن ! 35) او را در مردم داری کمک کن ! 36) وقتی وارد خونه می شه , به پيشوازش برو ! دستشو بگير ! بِزار روی صورتت ! 37) هيچ وقت بهش نگو : تو بی عرضه ای ! 38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه ! 39) وقتی غذا رو سر سفره می ذاری به او بگو : نمی دونم خوشت مياد يا نه ؟! 40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگير ! سيد مهدی واعظ موسوی 09151159313 |
|
+ نوشته شده در
86/10/27ساعت 13:47 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
زندگی و مشکلات
استادی درشروع کلاس درس، ليوانی پر از آب به دست گرفت، آن را بالا گرفت تا همه ببينند. بعد از شاگردانش پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدراست؟ شاگردی گفت: پنجاه گرم، ديگری گفت: صد گرم، و آن يکی گفت: صدوپنجاه گرم. استاد گفت: من هم بدونِ وزن کردن، نمیدانم دقيقاً وزن اين ليوان چقدراست. اما سؤال من اين است، اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همينطور نگه دارم، چه اتفاق خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هيچ اتفاقی نمیافتد. استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همينطور نگه دارم چه اتفاقی میافتد؟ يکی از شاگردان گفت: دستتان درد میگيرد. استاد گفت: حق باتوست، حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه میشود؟ شاگرد ديگری گفت: عضلات دستتان به شدت تحت فشار قرار میگيرند، بيحس يا فلج میشوند و کارتان به بيمارستان خواهد کشيد. همه شاگردان خنديدند! استاد گفت: بسيارخوب، ولی آيا در اين مدت وزنِ ليوان تغييری کرده است؟ شاگردان جواب دادند: خير. استاد گفت: پس چه چيزی باعث درد و فشار روی عضلات میشود؟ در عوض من چه بايد بکنم؟ شاگردان گيج شده بودند، يکی از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد. استاد گفت: دقيقاً، مشکلات زندگی هم همين است. اگر آنها را چند دقيقه در ذهنتان نگه داريد اشکالی ندارد. اگر مدت طولانیتری به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد. اگر بيشتر از آن نگهشان داريد، فلجتان خواهد کرد و ديگر قادر به انجام کاری نخواهيد بود. فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است، اما مهمتر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، همه آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمیگيريد. هر روز صبح سرحال و قوی بيدار میشويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئلهای که برايتان پيش میآيد، برآييد. پس دوستان، همين الآن ليوانهايتان را زمين بگذاريد و زندگی کنيد. |
|
+ نوشته شده در
86/10/04ساعت 23:3 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
يكي از خصائل خوبي كه مي تواند باعث تحكيم هرگونه رابطه دوستانهاي شود صفت خوش قولي است.
اصطلاح خوش قولي در اصل يعني التزام شخص نسبت به انجام تعهداتي كه به زبان مي آورد.
خوشقولي و خوشعهدي به شخص اعتبار و احترام و شخصيت بيشتري مي بخشد و سبب مي گردد ديگران
نسبت به فرد خوشقول نگاهي پسنديده داشته باشند و اين امر در روند زندگي آثار مثبت زيادي در بر خواهد
داشت.
لذا بايد تلاش كنيم اين خصلت را در خود و در فرزندانمان نهادينه كنيم و عملا" آن را آموزش دهيم.
هرگاه مي خواهيد قولي بدهيد ابتدا با خود بينديشيد ، آيا قادر هستيد به قول خود عمل كنيد يا خير؟
اگر صددرصد به توانايي خود در انجام تعهدات خود اطمينان داريد قول بدهيد ولي اگر حتي يك درصد به
توانايي خود در انجام تعهداتتان شك داشتيد هرگز قول ندهيد.
يا در هنگام تعهد دادن عنوان نماييد كه بنا به دلايلي شك دارم و يا ممكن است نتوانم به عهدم وفا كنم ولي
سعي خود را مي كنم . با چنين مقدمه سادهاي در آينده محكوم به بدقولي و بدعهدي نخواهيد شد.
بسياري از كدورت ها و اختلافات در روابط دوستانه و خانوادگي به دليل بدقولي بوده است. هرگز براي
خوش آمد ديگران و يا فيصله دادن به كاري و يا رسيدن به هدفي قولي را ندهيد كه بعدا" نتوانيد از عهده آن
برآييد. زيرا اثرات منفي زيادي را دربر خواهد داشت.
به خصوص دررابطه با فرزندان به اين نكته توجه خاص داشته باشيد.متاسفانه بعضي والدين ويابزرگترها
براي آن كه بچه ها تشويق به انجام دادن يا ندادن كاري شوند به آنها قول مثلا" خريد هديه اي يا بردن به
تفريح خاصي وازاين قبيل وعده هارامي دهندوبعدباتوجه به مشكلاتشان به راحتي عهدخودرافراموش
مي كنند . و همين امر يك فرآيند منفي است كه سبب مي شود اعتماد و احترام بزرگترها در نظر بچه ها
كاسته شود زيرا كسي كه براي حرف خود ارزش قائل نشود نبايد انتظار داشته باشد ديگران براي حرفش
ارزش قائل شوند. از طرفي عملا" بچه ها بد قولي را ياد مي گيرند و قباحت اين كار از بين مي رود.
لذا هميشه سعي كنيم در مورد آن چه كه ميخواهيم به زبان بياوريم ابتدا كمي فكر كنيم و سپس با توجه به
توانايي هايمان قول دهيم. |
|
+ نوشته شده در
86/09/25ساعت 14:20 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
آیینه چو نقش تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست
انسان فهيم هميشه بدون اغماض و تعصب در مورد خود انديشه مي كند تا خصوصيات مثبت و
منفي وجود خود را بشناسد و در تقويت خصائل مثبت و رفع خصوصيات منفي هميشه تلاش
مي نمايد.
بدون شك به علت ماهيت وجودي انسان ، بسياري از خصوصيات شخصيتي از ديد خود فرد
پنهان مي باشد ولي براي اطرافيان آشكار است. لذا يك فرد تكامل طلب از اطرافيان خود
مي خواهد كه نكات منفي وجودش را تذكر دهند تا آنها را بهتر بشناسد و بهتر بتواند در صدد
اصلاح آنها برآيد.
من شخصا معتقدم انتقاد يعني سازندگي.
البته در شرايطي كه شنونده خوبي براي انتقادهاي ديگران باشيم. زيرا متاسفانه بعضي اوقات
افراد با شنيدن انتقاد عكس العمل هاي نامناسبي مثل پرخاشگري و اخم و لجبازي و مقابله به مثل
( چون تو انتقاد كردي پس من نيز فلان انتقاد را به تو دارم) از خود نشان مي دهند كه سبب مي
شود گوينده ديگر جرئت نكند براي مرتبه دوم چيزي را گوشزد نمايد.
البته افرادي كه در برابر انتقاد پافشاري و لجبازي مي كنند نمي توانند سير تكامل شخصيتي
ایده آلي را داشته باشند.
در روابط زناشويي كه هميشه تاكيد مي شود يكي از بهترين و مهمترين روابط دوستانه بايد باشد
انتقاد پذيري اهميت بيشتري مي يابد.
زن و مرد بايد همانند دو دوست آينه يكديگر باشند و خوبي ها و بدي هاي يكديگر را به هم نشان
دهند . اگر شخص عيب و ايراد خود را از زبان نزديكترين دوست و ياور خود بشنود خيلي بهتر
از آن است كه از غريبه ها و ديگران بشنود.
اگر ما متوجه عيوب خود شويم و سعي در رفع آنها داشته باشيم لذا ديگر تكرار
نمي شوند و در نتيجه ديگر انتقادي را درآن زمينه دريافت نمي كنيم و چه بسا تعريف و تمجيد
|